خبر بگیر و ببند و دوستاق خانه و زندانی و قپانی مکتب رفته ها برایمان عادی شده بود که از یمین و یسار خبر رساندند که کودک آزاری . از مرگ این کودکان و پس دادنشان به بیمارانی که نیاز به تیمار در تیمارستان داشتند شگفت زده بودیم که خبر میریزند سرمان تجاوز دسته جمعی . انگاری زیارت دسته جمعی یا گردش و تفرج است که دسته جمعی. امنیه ها ناتوان در امنیت اگر نگوئیم شریک دزد ؛ ملایشان قربانیان را نکوهش میکند . زمانه ای شده . فردا و پسین است که خبر بیاورندمان راهزنی و تلکه به سیاق زمان دده بزرگمان منتها این بار نه در راه و بیراه که در خانه و کاشانه ؛ زیر گوش امنیه و ملای محل . کم مانده لوطی جماعت و عیار مسلکان دار و دسته راه بیندازند برای حفظ جان و مال و ناموس رعیت از دست امنیه و مبدل پوشانشان . الحق که زمانه ای شده .
۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه
۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه
دنیائی که خود ساخته ایم
دنیا را جن گرفته . شاید هم تخم جنها . البته میدانیم که دنیا این چیزی نیست که ما می بینیم و دور و بر ماست .اما دنیای این روزهای ما شده همین . یک زمانی یک آقای انگلیسی ترانه خوانده بود که :
there's no way out of here ; when you come in ; you're in for good
چند روز پیش که ایشان سر پیری رفته بود بالای "دیوار " و با دوست قدیمیش همراهی میکرد یاد جوانیش افتادیم که این شعر را گفته بود . آن زمان دنیا را آن گونه میدیده . حالا شده حکایت ما که دنیایمان را این گونه که میبینید ببینیم . وارد یک دنیای مجازی گشته ایم و وقتی وارد شدیم ؛ همیشه این تو هستیم . و دنیا را همینگونه میبینیم که اینجا میبینیم . گمان میکنیم که همه دنیا پر شده .... پر شده از همین چیزهائی که ما داریم اینجا میبینیم دیگر . و اگر کمی بدون این جعبه مارگیری به دنیای اطرافمان نگاه کنیم میشویم عینهو بانو آلیس در سرزمین شگفتی ها . اگر چار نفر در این دنیا تاییدمان میکنند گمانمان میبرد که عالِم عالَمیم . و اگر چار تای دیگر نفیمان کردند باورمان میشود که جهان با ما سر ناسزگاری دارد و حقیر تر از آن است که ما را درک کند . کلا در دنیائی که اینجا خود ساخته ایم چنان غرق میشویم که دنیائی را که باید بسازیم فراموش میکنیم . در بیرون از اینجا زندگی سخت است و باید برای هر کاری تاوان داد . اگر زیادی این تو بمانیم باورمان میشود که دنیا همینجوریست .که البته نیست . خوب است که هر از گاهی به بیرون هم نگاهی بیاندازیم تا یادمان بماند دنیا و مردمان این گونه نیستند که اینجا میبینیم .
میخاستیم از اجنه روزگار روضه بخانیم زدیم به صحرای کربلا . آخر نه اینکه خیلیها به اجنه و تخم جنها باورشان شده ؛ گفتیم این روضه را همان برویم به صحرای کربلا تا بعد . آخر بد زمانه ای شده .
there's no way out of here ; when you come in ; you're in for good
چند روز پیش که ایشان سر پیری رفته بود بالای "دیوار " و با دوست قدیمیش همراهی میکرد یاد جوانیش افتادیم که این شعر را گفته بود . آن زمان دنیا را آن گونه میدیده . حالا شده حکایت ما که دنیایمان را این گونه که میبینید ببینیم . وارد یک دنیای مجازی گشته ایم و وقتی وارد شدیم ؛ همیشه این تو هستیم . و دنیا را همینگونه میبینیم که اینجا میبینیم . گمان میکنیم که همه دنیا پر شده .... پر شده از همین چیزهائی که ما داریم اینجا میبینیم دیگر . و اگر کمی بدون این جعبه مارگیری به دنیای اطرافمان نگاه کنیم میشویم عینهو بانو آلیس در سرزمین شگفتی ها . اگر چار نفر در این دنیا تاییدمان میکنند گمانمان میبرد که عالِم عالَمیم . و اگر چار تای دیگر نفیمان کردند باورمان میشود که جهان با ما سر ناسزگاری دارد و حقیر تر از آن است که ما را درک کند . کلا در دنیائی که اینجا خود ساخته ایم چنان غرق میشویم که دنیائی را که باید بسازیم فراموش میکنیم . در بیرون از اینجا زندگی سخت است و باید برای هر کاری تاوان داد . اگر زیادی این تو بمانیم باورمان میشود که دنیا همینجوریست .که البته نیست . خوب است که هر از گاهی به بیرون هم نگاهی بیاندازیم تا یادمان بماند دنیا و مردمان این گونه نیستند که اینجا میبینیم .
میخاستیم از اجنه روزگار روضه بخانیم زدیم به صحرای کربلا . آخر نه اینکه خیلیها به اجنه و تخم جنها باورشان شده ؛ گفتیم این روضه را همان برویم به صحرای کربلا تا بعد . آخر بد زمانه ای شده .
۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه
تبریک تبریک تبریک
سالی که نکوست از بهارش پیداست . کرور کرور رعیت در کارخانه جات جنوب ایستاده اند که ما حقمان را میخواهیم . حقشان را هم گرفتند . بعد دو هفته که راپورت چی ها و دوستاق خانه چی ها و ارازل و اوباش نتوانستند بین این رعایا تخم ترس بپراکنند ؛ از بلدیه و فلان و بهمان همه کک به تنبانشان افتاد و از ترس جای خود را خیس کردند و مجبور شدند حرف رعایا را گوش کرده واسطه های معلوم الحال وابسته به همان دوستاق خانه و راپورت چی مسلکها را کنار بگذارند و نان رعایا را مستقیم به خودشان بدهند . ای دست این رعایای زحمت کش جنوب به سر همه رعایای این خاک ؛ قربان همت و جنم شان بشویم . زیاده سخنی نیست . سالی که نکوست از بهارش پیداست .
خوب زمانه ای دارد میشود گویا .
خوب زمانه ای دارد میشود گویا .
۱۳۹۰ فروردین ۱۵, دوشنبه
با شرفها
عده ای دوره افتاده اند و دارند برای این که از این ور نهر خانه کشی کنند به آن ور نهر زمینه چینی میکنند . البته یه عده هم که قصدشان این است بمانند همینور نهر آبا و اجداد مهاجرین را دارند آباد میکنند و در گور میلرزانند . مهاجران قصد کرده اند بروند آن ور نهر یک ملک مشائی را بیابند که گویا امام زاده اش خوب شفا میدهد و مجاور شوند بلکه از آن امام زاده نصیبی ببرند و نانی سر سفره داشته باشند . بعضی از این وریها میگویند ای کوفت هم خوردید ؛ که بد میکنند ؛ نگویند بهتر است . چرا که موضوع چیز دیگریست. اگر این نهر خشک شد که دیگر آنور و اینور ندارد و همه جا برهوت است . اما اگر این نهر جریان داشته باشد یک چیز را نمیشود عوض کرد و آن اینکه : آنهائی که رفته اند آن ور نهر دیگر اینور نهر نیستند. خلاص .
حال مانده ایم که چه روئی دارند این مهاجرین ؛ چون مدام آیه نازل میکنند و آسمان ریسمان میبافند که ما کارمان آنور نهر است و خودمان اینوری هستیم . فکر کرده اند جماعت خر است . شتر سواری که دولا دولا نمیشود . نمیشود هم شریک دزد بود و هم رفیق قافله. خیلی هم وهم ورشان ندارد که رعیتی یا پیشه وری یا میرزا بنویسی حرفه مقدسی است و خیلی اجلشان اکرم است . آن که آن ور نهر است چه عمله دوستاقخانه چه میرزا بنویس و چه رعیت همه آن وری هستند . زیاده هم ادای مکتب رفته ها را درنیاورند و گنده گوئی نکنند که رعیت جماعت را سر در گم کنند . اگر میروند بروند کسی جلویشان را نگرفته ولی چسی نیایند که اینوری باقی میمانند . رعیتهای این ور نهر کور نیستند و میبینند آنها دیگر آنوری هستند .
زمانه ای شده
حال مانده ایم که چه روئی دارند این مهاجرین ؛ چون مدام آیه نازل میکنند و آسمان ریسمان میبافند که ما کارمان آنور نهر است و خودمان اینوری هستیم . فکر کرده اند جماعت خر است . شتر سواری که دولا دولا نمیشود . نمیشود هم شریک دزد بود و هم رفیق قافله. خیلی هم وهم ورشان ندارد که رعیتی یا پیشه وری یا میرزا بنویسی حرفه مقدسی است و خیلی اجلشان اکرم است . آن که آن ور نهر است چه عمله دوستاقخانه چه میرزا بنویس و چه رعیت همه آن وری هستند . زیاده هم ادای مکتب رفته ها را درنیاورند و گنده گوئی نکنند که رعیت جماعت را سر در گم کنند . اگر میروند بروند کسی جلویشان را نگرفته ولی چسی نیایند که اینوری باقی میمانند . رعیتهای این ور نهر کور نیستند و میبینند آنها دیگر آنوری هستند .
زمانه ای شده
۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه
خوش خوشانمان است
این چند روزه را به شدت خوش میگذرانیم و خوشمان است . کل مشکلات فعلا به چیز مبارکمان هم نیست . حوصله نصیحت کردن نداریم بگوئیم شما هم بروید و خوشتان باشد و اگر مشکلی هم هست با کم و کاستش بسازید و دم را غنیمت شمارید و البته آنجایتان بسوزد که ما کم و کاست هم نداریم و همه چی چنان جور است که امروزه ... و ... و ... هم در بارگاهمان مهیا ست . الغرض زندگی را بی غم فردا میگذرانیم بد جور . چنان می گذرانیم و خواهیم گذراند که این دنیا و آن دنیا با هم صدایشان در بیاید و حسادت کنند.فردا که شود روزگار کونمان را خواهد درید پس این چند روزه را خفن میدرانیم تا کمتر بسوزیم . دلمان خوش شده به چند صباحی خوشی .
زمانه ای شده.
زمانه ای شده.
۱۳۸۹ اسفند ۲۹, یکشنبه
بهاریه؟؟؟؟؟؟؟
کلا سال جدید مبدا هیچ غلط کردنی نیست .
گفتیم که گفته باشیم .
ولی عده ای میگویند برای تصمیم و تحول یک مبدعی یا نقطه شروعی باشد مثل تولد ؛ سال نو ؛ یا هرچی .
باشد.
:
خدایا در سال جدید چس ناله ها را از دور و بر ما دور بگردان .
هیجان خونمان افتاده ؛ کمی بزن بکش و چیزهای مهیج برای سهمیه سال جدید مان در نظر بگیر .
عرزشی ها کم شده اند ؛ لذت این بلاک کردن را از ما مگیر .
آنهائی که دعوا را تا آخر نمی آیند و زرتی میزنند گاراژ جیز نما تا اوف گردند .
آنهائی که یه پست شیر میکنند هوار تا عکس تو همان یه دانه پستشان هست ؛ ترتیبشان را یه جور بده که ما مجبور به "اقدام راسا " نگردیم.
آنها که جک یا جملات قصار بی مزه میگویند را ... اصن یه وضعی ؛ تا دلمان خنک شود .
آنهائی که مدام به دیگران گیر میدهند را در سر راه ما قرار ده تا ما هم بهشان گیر دهیم . بزنیم تو سر و کله هم تا کیفمان کوک شود .
بر آنان که بی وقت عکس خوراکی های خوشمزه می پراکنند قحطی نازل کن .
آنها که کلا زیاد شیر میکنند را کلا شیرتیلیش کن .
آنها که توهمات و آرزوهای سیاسیشان را مدام به دیگران تنقیه میکنند را یه کاری بکن ؛ مجبور نشویم خودمان برویم بکنیم .
خدایا اگر خدائی ؛ بیا و خدائی کن و یک حرکتی چیزی به خداوندی خودت حوصله مان سر میرود می آییم گیر می دهیم به خودت برایت دردسر نشود ؟ گله نکنی که چرا نگفتید و از این حرفها ؟ نروی آیه نازل کنی به لحاظ مظلوم نمائی ؟ شاکی شویم گیر میدهیم ها .
اصن سال جدید را سال گیر دادن های سه پیچ نام گذاری کردیم رفت پی کارش . وسلام
گفتیم که گفته باشیم .
ولی عده ای میگویند برای تصمیم و تحول یک مبدعی یا نقطه شروعی باشد مثل تولد ؛ سال نو ؛ یا هرچی .
باشد.
:
خدایا در سال جدید چس ناله ها را از دور و بر ما دور بگردان .
هیجان خونمان افتاده ؛ کمی بزن بکش و چیزهای مهیج برای سهمیه سال جدید مان در نظر بگیر .
عرزشی ها کم شده اند ؛ لذت این بلاک کردن را از ما مگیر .
آنهائی که دعوا را تا آخر نمی آیند و زرتی میزنند گاراژ جیز نما تا اوف گردند .
آنهائی که یه پست شیر میکنند هوار تا عکس تو همان یه دانه پستشان هست ؛ ترتیبشان را یه جور بده که ما مجبور به "اقدام راسا " نگردیم.
آنها که جک یا جملات قصار بی مزه میگویند را ... اصن یه وضعی ؛ تا دلمان خنک شود .
آنهائی که مدام به دیگران گیر میدهند را در سر راه ما قرار ده تا ما هم بهشان گیر دهیم . بزنیم تو سر و کله هم تا کیفمان کوک شود .
بر آنان که بی وقت عکس خوراکی های خوشمزه می پراکنند قحطی نازل کن .
آنها که کلا زیاد شیر میکنند را کلا شیرتیلیش کن .
آنها که توهمات و آرزوهای سیاسیشان را مدام به دیگران تنقیه میکنند را یه کاری بکن ؛ مجبور نشویم خودمان برویم بکنیم .
خدایا اگر خدائی ؛ بیا و خدائی کن و یک حرکتی چیزی به خداوندی خودت حوصله مان سر میرود می آییم گیر می دهیم به خودت برایت دردسر نشود ؟ گله نکنی که چرا نگفتید و از این حرفها ؟ نروی آیه نازل کنی به لحاظ مظلوم نمائی ؟ شاکی شویم گیر میدهیم ها .
اصن سال جدید را سال گیر دادن های سه پیچ نام گذاری کردیم رفت پی کارش . وسلام
۱۳۸۹ اسفند ۱۹, پنجشنبه
میگویند در بلاد دور ؛ حتی دور تر از شام و عراقات رعیت شورش کرده بر حاکم وقت . گویا حاکمان حکمشان خوب نبوده بررعیت جماعت . و چه بوده و نبوده بر ما که آشکار نیست . بماند . حال عده ای مکتب رفته در بلاد خودمان که از حاکم وقت ناراضیند به معابر می آیند که ما هم بله . فقط نمیدانیم این فرق رعیت جماعت بلاد دور و زمختیشان که به رعیتهای ولایت خودمان میماند با مکتب رفته های بلاد خودمان را نمیبینند ؟ چه گونه است که در بلاد دور با طیاره بر سر رعیت جماعت آتش میریزند و آنها باز به سمت دارالحکومه میروند و در ولایت ما هنوز قشون قزاقی که تقاص ظلم صبرا شتیلا را از اهل ولایت ما طلب کرده وارد میدان نشده و فقط مشتی جوانک وحشی را به جان مکتب رفته های ولایت مان انداخته اند قوم معترض دلش میشکند و به قهر میرود و باز هم دوباره و چندین باره قیاس با رعیت بلاد دور بر زبان دارد . چرا نمیدانند که تا رعیت جماعت ولایت خودمان به اعتراض جلو نیاید آش همین آش است و کاسه همین کاسه و فقط این جوانکها ی تحت الحمایه دارالخلافه جری تر می شوند و آموخته تر و مکتب رفته ها خسته تر و دل شکسته تر . رعیت جماعت ولایات به میدان بیاید قشون قزاق غزه ای هم دمش را می گذارد روی کولش و میرود جای دیگر برای جیره و مواجب راحت ؛ آخر نه این که با رعیت جماعت نمیتواند به این راحتی زور بگوید و عربده کشی بی منازع کند . دستش به روی ناموس رعیت جماعت بالا برود ؛ پائین نیامده شکسته است . رعیت جماعت کتک نزند کتک خور نیست لا اقل . نمیدانیم چرا ؟
زمانه ای شده .
زمانه ای شده .
اشتراک در:
پستها (Atom)